انواع بازار و تقسیم بندی های اصلی آن؛ راهنمای جامع بخش بندی بازار

بخش بندی بازار یا سگمنتیشن، فرآیند تقسیم یک بازار بزرگ و ناهمگون به گروه های کوچکتر و همگن از مشتریان است که نیازها، ویژگی ها یا رفتارهای مشابهی دارند. این کار به کسب و کارها اجازه می دهد تا منابع بازاریابی خود را بهینه کنند، پیام های شخصی سازی شده تری ارسال نمایند و در نهایت نرخ تبدیل و وفاداری…

به روزرسانی گارگروه نویسنده سایت 0 دیدگاه
انواع بازار و تقسیم بندی های اصلی آن؛ راهنمای جامع بخش بندی بازار
فهرست مطلب 28 بخش

بخش بندی بازار یا سگمنتیشن، فرآیند تقسیم یک بازار بزرگ و ناهمگون به گروه های کوچکتر و همگن از مشتریان است که نیازها، ویژگی ها یا رفتارهای مشابهی دارند. این کار به کسب و کارها اجازه می دهد تا منابع بازاریابی خود را بهینه کنند، پیام های شخصی سازی شده تری ارسال نمایند و در نهایت نرخ تبدیل و وفاداری مشتریان را افزایش دهند. انواع اصلی این تقسیم بندی شامل دموگرافیک، جغرافیایی، روان شناختی، رفتاری، فیرموگرافیک و تکنوگرافیک است که هر کدام معیارهای مشخصی برای شناسایی دقیق تر مخاطبان هدف ارائه می دهند.

مقدمه: چرا درک انواع بازار و تقسیم بندی آن حیاتی است؟

بازار مانند یک اقیانوس پهناور و پرتلاطم است که در آن هزاران موجود زنده با نیازها و رفتارهای متفاوت در حال حرکت هستند. تلاش برای فروش یک محصول به همه افراد این اقیانوس، مانند این است که بخواهید با یک تور ماهیگیری واحد، همه انواع ماهی ها را به صورت همزمان صید کنید. نتیجه چنین کاری معمولاً هدر رفتن منابع، زمان و انرژی است. در دنیای کسب و کار مدرن، موفقیت از آنِ کسانی است که می دانند دقیقاً به دنبال چه کسانی هستند و چگونه می توانند نیازهای خاص آن گروه را برطرف کنند.

عبارت تقسیم بندی بازار می تواند دو مفهوم کاملاً متفاوت اما مرتبط را در بر بگیرد. از یک سو، در علم اقتصاد، بازارها بر اساس ساختار رقابت و تعداد بازیگران تقسیم بندی می شوند. از سوی دیگر، در علم بازاریابی و مدیریت کسب و کار، تقسیم بندی به معنای خرد کردن بازار هدف به گروه های کوچکتر مشتری (سگمنت) است. در این راهنمای جامع، هر دو جنبه را به صورت عمیق و کاربردی بررسی می کنیم تا شما به عنوان یک صاحب کسب و کار، مدیر بازاریابی یا دانشجوی این حوزه، دیدگاهی کامل و حرفه ای پیدا کنید.

دو نگاه به تقسیم بندی بازار: اقتصاد در مقابل بازاریابی

پیش از ورود به جزئیات، باید مرز بین این دو مفهوم را به روشنی مشخص کنیم. بسیاری از افراد این دو را با یکدیگر اشتباه می گیرند، در حالی که هر کدام کاربرد و هدف متفاوتی دارند.

  • تقسیم بندی بازار در اقتصاد: این نگاه کلان است و به ساختار صنعت و میزان رقابت می پردازد. سوال اصلی این است که چند فروشنده در بازار وجود دارند و چقدر بر قیمت تاثیرگذارند؟
  • تقسیم بندی بازار در بازاریابی (سگمنتیشن): این نگاه خرد و عملیاتی است. سوال اصلی این است که مشتریان ما چه کسانی هستند، چه ویژگی هایی دارند و چگونه می توانیم پیام بازاریابی را به طور خاص برای آن ها طراحی کنیم؟

انواع ساختار بازار در علم اقتصاد

در اقتصاد خرد، بازارها بر اساس میزان رقابت، موانع ورود و خروج، و همگنی محصولات به چهار دسته اصلی تقسیم می شوند. درک این ساختارها به شما کمک می کند تا موقعیت رقابتی کسب و کار خود را در صنعت بهتر ارزیابی کنید.

۱. بازار رقابت کامل

در این ساختار، تعداد بسیار زیادی خریدار و فروشنده وجود دارد و هیچ کدام از آن ها به تنهایی قادر به تاثیرگذاری بر قیمت بازار نیستند. محصولات کاملاً همگن و یکسان هستند و موانع ورود و خروج به بازار تقریباً صفر است. بازار محصولات کشاورزی مانند گندم یا برنج نمونه ای نزدیک به این مدل است. در اینجا، تمرکز بر کاهش هزینه های تولید است، زیرا امکان تمایز محصول وجود ندارد.

۲. بازار انحصار کامل (Monopoly)

در این حالت، تنها یک فروشنده یا تولیدکننده در بازار وجود دارد که کنترل کامل عرضه و قیمت را در دست دارد. موانع ورود به این بازار بسیار بالا است (مانند نیاز به مجوزهای خاص دولتی یا انحصار تکنولوژی). شرکت های ارائه دهنده خدمات زیرساختی مانند آب یا برق در بسیاری از کشورها نمونه ای از این ساختار هستند.

۳. بازار رقابت انحصاری

این بازار ترکیبی از رقابت و انحصار است. تعداد فروشندگان زیاد است، اما محصولات آن ها کاملاً یکسان نیستند و از طریق برندسازی، کیفیت یا طراحی با یکدیگر تفاوت دارند. رستوران ها، کافه ها و برندهای پوشاک در این دسته قرار می گیرند. در این ساختار، بازاریابی و تمایز برند نقش بسیار حیاتی ایفا می کند.

۴. بازار انحصار چندجانبه (Oligopoly)

در این بازار، تعداد کمی از شرکت های بزرگ بر کل صنعت تسلط دارند. تصمیمات یک شرکت (مانند تغییر قیمت) به طور مستقیم بر سایر رقبا تاثیر می گذارد. صنعت خودروسازی، مخابرات و خطوط هوایی نمونه های بارز انحصار چندجانبه هستند. در این بازارها، رقابت اغلب بر سر نوآوری و خدمات پس از فروش است.

بخش بندی بازار (Market Segmentation) چیست و چرا حیاتی است؟

حال به قلب تپنده بازاریابی مدرن می رسیم. بخش بندی بازار فرآیندی استراتژیک است که در آن، یک بازار هدف بزرگ و متنوع به زیرمجموعه های کوچکتر و قابل مدیریت تری تقسیم می شود. اعضای هر زیرمجموعه (که به آن سگمنت می گویند) دارای نیازها، خواسته ها، ویژگی های جمعیتی یا الگوهای رفتاری مشترکی هستند.

چرا این کار حیاتی است؟ زیرا دوران بازاریابی انبوه و شعارهای کلی محصول ما برای همه است به پایان رسیده است. مشتریان امروز انتظار دارند برندها آن ها را بشناسند و پیامی متناسب با شرایط خاص آن ها دریافت کنند. بخش بندی دقیق به شما این امکان را می دهد که به جای فریاد زدن در یک میدان شلوغ، پیام درست را در زمان مناسب و به گوش فرد مناسب برسانید.

نکته کلیدی برای مدیران:

بخش بندی بازار به معنای محدود کردن مشتریان نیست، بلکه به معنای تمرکز هوشمندانه منابع است. با این کار، شما از استراتژی همه برای همه به استراتژی مخصوص هر کس حرکت می کنید که منجر به بازگشت سرمایه بالاتر و وفاداری عمیق تر می شود.

انواع اصلی بخش بندی بازار در بازاریابی

برای تقسیم بازار، معیارهای مختلفی وجود دارد. یک استراتژی قوی معمولاً ترکیبی از چند روش زیر را به کار می گیرد تا تصویری سه بعدی و دقیق از مشتری ایده آل (پرسونا) بسازد.

۱. بخش بندی دموگرافیک (جمعیت شناختی)

این رایج ترین و قابل اندازه گیری ترین نوع تقسیم بندی است. در این روش، بازار بر اساس متغیرهای آماری و عینی افراد دسته بندی می شود. داده های دموگرافیک به راحتی از طریق فرم های ثبت نام، سرشماری ها یا ابزارهای تحلیل وب قابل جمع آوری هستند.

  • سن: کودکان، نوجوانان، جوانان، میانسالان، سالمندان.
  • جنسیت: مرد، زن، یا سایر هویت های جنسیتی.
  • درآمد: کم درآمد، طبقه متوسط، پردرآمد.
  • سطح تحصیلات: دیپلم، کارشناسی، کارشناسی ارشد و بالاتر.
  • شغل: دانشجو، کارمند، مدیر اجرایی، فریلنسر، بازنشسته.
  • وضعیت تأهل و اندازه خانواده: مجرد، متاهل، دارای فرزند.

مثال کاربردی: یک برند تولیدکننده اسباب بازی های آموزشی، بازار هدف خود را به طور مشخص روی والدین متاهل با کودکان ۳ تا ۷ ساله و با سطح درآمد متوسط به بالا متمرکز می کند.

۲. بخش بندی جغرافیایی

این روش بر اساس موقعیت مکانی مشتریان انجام می شود. فرض بنیادین این است که نیازها، سلیقه ها و حتی قدرت خرید افراد بسته به جایی که زندگی می کنند، متفاوت است.

  • کشور یا منطقه: خاورمیانه، اروپا، آمریکای شمالی.
  • استان یا شهر: تهران، اصفهان، شهرهای کوچک یا روستاها.
  • آب و هوا: گرم و خشک، سرد و کوهستانی، معتدل و مرطوب.
  • تراکم جمعیت: شهری، حومه شهر، روستایی.

مثال کاربردی: یک فروشگاه زنجیره ای پوشاک، در شعبه های واقع در شهرهای شمالی کشور، تمرکز بیشتری روی فروش بارانی و کاپشن های ضدآب دارد، در حالی که در شعبه های جنوبی، لباس های نخی و خنک را در ویترین اصلی قرار می دهد.

۳. بخش بندی روان شناختی

این پیچیده ترین و در عین حال ارزشمندترین نوع تقسیم بندی است، زیرا به چرایی رفتار مشتری می پردازد. این معیارها به ویژگی های درونی، نامشهود و سبک زندگی افراد مربوط می شوند.

  • سبک زندگی: فعال و ورزشی، خانه نشین و سنتی، ماجراجو، طرفدار محیط زیست.
  • شخصیت: برون گرا، درون گرا، محافظه کار، نوگرا و ریسک پذیر.
  • ارزش ها و باورها: مذهبی، سکولار، طرفدار برندهای داخلی یا خارجی.
  • علایق و سرگرمی ها: علاقه به تکنولوژی، هنر، مطالعه یا سفر.

مثال کاربردی: برندهای تولیدکننده خودروهای شاسی بلند لوکس، پیام های بازاریابی خود را نه بر اساس سن، بلکه بر اساس سبک زندگی و ارزش های مشتریانی تنظیم می کنند که به دنبال پرستیژ، امنیت و نشان دادن جایگاه اجتماعی خود هستند.

۴. بخش بندی رفتاری

این مدل بر اساس نحوه تعامل واقعی مشتری با محصول یا برند شما بنا می شود. داده های رفتاری اغلب از طریق سیستم های CRM، وب سایت و برنامه های وفاداری جمع آوری می شوند و بسیار قابل اتکا هستند.

  • الگوهای خرید: خریدار وفادار، خریدار فصلی، خریدار مقایسه ای (که همیشه به دنبال تخفیف است).
  • مزایای مورد انتظار: برخی به دنبال کیفیت هستند، برخی به دنبال قیمت پایین و برخی به دنبال سرعت تحویل.
  • نرخ استفاده: کاربر پرمصرف، کاربر متوسط، کاربر کم مصرف.
  • وفاداری به برند: کاملاً وفادار، نسبتاً وفادار، بی تفاوت یا آماده تغییر برند.
  • مرحله سفر مشتری: آگاهی از برند، در حال بررسی، آماده خرید، یا مشتری فعلی.

مثال کاربردی: یک اپلیکیشن سفارش غذا، برای کاربرانی که در ۳۰ روز گذشته بیش از ۵ بار سفارش داده اند (کاربر پرمصرف)، یک کد تخفیف ویژه مشتری طلایی ارسال می کند تا وفاداری آن ها را حفظ کند.

۵. بخش بندی فیرموگرافیک (ویژه بازارهای B2B)

زمانی که مشتریان شما افراد حقیقی نیستند، بلکه سازمان ها و شرکت های دیگر هستند، از متغیرهای فیرموگرافیک به جای دموگرافیک استفاده می کنید.

  • اندازه شرکت: تعداد کارمندان، میزان درآمد سالانه.
  • صنعت: فناوری اطلاعات، تولیدی، خدمات مالی، بهداشت و درمان.
  • موقعیت جغرافیایی دفتر مرکزی یا شعب.
  • ساختار حقوقی: دولتی، خصوصی، سهامی عام یا خاص.

مثال کاربردی: یک شرکت ارائه دهنده نرم افزارهای مدیریت منابع انسانی، بازاریابی خود را به طور خاص روی شرکت های تولیدی با بیش از ۲۰۰ کارمند متمرکز می کند، زیرا این سازمان ها نیاز مبرم و بودجه کافی برای چنین سیستمی دارند.

۶. بخش بندی تکنوگرافیک (رویکرد نوین)

با رشد فناوری، این روش اهمیت ویژه ای پیدا کرده است. در اینجا مشتریان بر اساس فناوری هایی که استفاده می کنند، دسته بندی می شوند.

  • نوع دستگاه: کاربران موبایل (اندروید یا iOS)، دسکتاپ یا تبلت.
  • نرم افزارهای مورد استفاده: آیا از ابزارهای خاصی مانند Salesforce یا WordPress استفاده می کنند؟
  • سطح پذیرش فناوری: نوآور، پیرو اولیه، اکثریت اولیه یا کندرو.

مثال کاربردی: یک استارتاپ توسعه دهنده بازی های موبایلی با گرافیک بالا، کمپین تبلیغاتی خود را فقط برای کاربرانی هدف قرار می دهد که از گوشی های هوشمند پرچمدار و سیستم عامل های به روز استفاده می کنند.

جدول مقایسه جامع انواع بخش بندی بازار

نوع بخش بندی معیار اصلی مثال از متغیرها بهترین کاربرد
دموگرافیک ویژگی های آماری و عینی سن، جنسیت، درآمد، تحصیلات محصولات مصرفی عمومی، خدمات مالی
جغرافیایی موقعیت مکانی کشور، شهر، آب و هوا، تراکم جمعیت صنایع غذایی، پوشاک، خدمات محلی
روان شناختی ویژگی های درونی و سبک زندگی ارزش ها، شخصیت، علایق، نگرش برندهای لوکس، گردشگری، محصولات ارگانیک
رفتاری نحوه تعامل با محصول یا برند وفاداری، نرخ استفاده، مزایای مورد انتظار برنامه های وفاداری، کمپین های بازگشت مشتری
فیرموگرافیک ویژگی های سازمان ها (B2B) اندازه شرکت، صنعت، درآمد سالانه نرم افزارهای سازمانی، خدمات مشاوره ای
تکنوگرافیک استفاده از فناوری و ابزارها سیستم عامل، نوع دستگاه، نرم افزارها اپلیکیشن ها، خدمات ابری، گجت های هوشمند

۶ گام عملی و حرفه ای برای اجرای استراتژی بخش بندی بازار

دانش تئوری بدون اجرا بی ارزش است. برای پیاده سازی یک استراتژی بخش بندی مؤثر در کسب و کار خود، این ۶ گام را به ترتیب طی کنید.

گام ۱: تعریف و تحلیل بازار کلی

قبل از خرد کردن بازار، باید تصویر بزرگ را ببینید. از خود بپرسید: آیا اصلاً نیازی به محصول من در این بازار وجود دارد؟ اندازه کل بازار چقدر است؟ رقبای اصلی چه کسانی هستند؟ این مرحله به شما کمک می کند تا از ورود به بازاری که پتانسیل کافی ندارد، جلوگیری کنید.

گام ۲: انتخاب معیارهای مناسب بخش بندی

بر اساس نوع محصول و صنعت خود، تصمیم بگیرید کدام متغیرها (دموگرافیک، رفتاری، روان شناختی یا ترکیبی از آن ها) برای شما معنادارتر هستند. برای مثال، برای یک اپلیکیشن فیتنس، ترکیب متغیرهای دموگرافیک (سن) و روان شناختی (سبک زندگی فعال) بهترین نتیجه را می دهد.

گام ۳: جمع آوری داده ها و تحقیقات بازار

این مرحله قلب فرآیند است. داده ها را از منابع معتبر جمع آوری کنید:

  • نظرسنجی ها و پرسشنامه ها: برای دریافت بازخورد مستقیم از مشتریان فعلی و بالقوه.
  • گروه های کانونی: برگزاری جلسات بحث با گروه های کوچک برای درک عمیق تر انگیزه ها.
  • تحلیل داده های داخلی: بررسی سوابق خرید، رفتار کاربران در وب سایت و داده های موجود در سیستم CRM.
  • تحقیقات ثانویه: استفاده از گزارش های صنعتی و آمارهای منتشر شده توسط مراجع معتبر.

گام ۴: ایجاد و توصیف بخش های مشتری (پرسونا سازی)

پس از تحلیل داده ها، الگوهای مشترک را شناسایی کرده و گروه ها را شکل دهید. برای هر گروه یک پرسونا یا شخصیت نیمه خیالی بسازید. به این پرسونا یک نام بدهید (مثلاً سارا، مدیر بازاریابی ۳۵ ساله) و جزئیاتی مانند شغل، دغدغه های روزمره، اهداف و موانع خرید او را به دقت توصیف کنید. این کار به تیم بازاریابی کمک می کند تا هنگام تولید محتوا، دقیقاً بدانند با چه کسی صحبت می کنند.

گام ۵: توسعه استراتژی بازاریابی هدفمند (Targeting & Positioning)

حالا که بخش ها را می شناسید، باید برای هر کدام برنامه ای جداگانه بریزید. این شامل تنظیم آمیخته بازاریابی (4P) است:

  • محصول: آیا نیاز به افزودن ویژگی خاصی برای این گروه دارید؟
  • قیمت: چه محدوده قیمتی برای این سگمنت منطقی و قابل پرداخت است؟
  • مکان توزیع: این گروه ترجیح می دهد از فروشگاه آنلاین خرید کند یا حضوری؟
  • ترویج و پیام: لحن صحبت و کانال تبلیغاتی (اینستاگرام، ایمیل، بیلبورد) باید متناسب با عادات این گروه باشد.

گام ۶: آزمایش، ارزیابی و بهینه سازی مداوم

بخش بندی بازار یک پروژه یک بار مصرف نیست. بازارها پویا هستند و سلیقه مشتریان تغییر می کند. کمپین های کوچک آزمایشی اجرا کنید، شاخص های کلیدی عملکرد (KPIs) مانند نرخ تبدیل و هزینه جذب مشتری را رصد کنید و بر اساس بازخوردها، استراتژی خود را اصلاح و به روز کنید.

معیارهای یک بخش بندی مؤثر: مدل SMART

برای اطمینان از اینکه بخش بندی شما کاربردی و سودآور است، باید ۵ معیار اصلی را داشته باشد که در مدیریت بازاریابی به مدل SMART معروف است:

  1. قابل اندازه گیری (Measurable): باید بتوانید اندازه، قدرت خرید و ویژگی های هر بخش را به صورت کمی تخمین بزنید.
  2. قابل دسترسی (Accessible): باید کانال های ارتباطی و توزیعی برای رساندن پیام و محصول به این گروه وجود داشته باشد.
  3. معنادار و سودآور (Substantial): هر بخش باید به اندازه کافی بزرگ باشد که هزینه های بازاریابی و تولید را توجیه کند و سودآور باشد.
  4. قابل تمایز (Differentiable): بخش های مختلف باید از نظر مفهومی با یکدیگر تفاوت داشته باشند و به محرک های بازاریابی، واکنش های متفاوتی نشان دهند.
  5. قابل اجرا (Actionable): کسب و کار شما باید منابع و توانایی عملیاتی لازم برای طراحی و اجرای برنامه های بازاریابی مخصوص آن بخش را داشته باشد.

اشتباهات مرگبار در بخش بندی بازار که باید از آن ها دوری کنید

حتی با وجود بهترین نیت ها، بسیاری از کسب و کارها در دام اشتباهات رایج می افتند که می تواند منجر به هدر رفتن بودجه شود.

  • بخش بندی بیش از حد (Over-segmentation): خرد کردن بازار به گروه های آنقدر کوچک که مدیریت و هدفگیری آن ها از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نیست.
  • بخش بندی کمتر از حد (Under-segmentation): تعریف گروه های آنقدر بزرگ و کلی که تفاوت معناداری با کل بازار ندارند و شخصی سازی بی اثر می شود.
  • تکیه صرف بر دموگرافی: فرض اینکه دو نفر با سن و جنسیت یکسان، نیازها و سلیقه های یکسانی هم دارند. این یک فرض خطرناک است که عوامل روان شناختی و رفتاری را نادیده می گیرد.
  • عدم به روزرسانی بخش ها: بازارها زنده هستند. اگر پرسوناهای مشتری خود را هر سال بازبینی نکنید، ممکن است متوجه نشوید که نیازهای آن ها کاملاً تغییر کرده است.
  • فرض پردازی بدون داده: طراحی بخش ها بر اساس حدس و گمان مدیران به جای تحقیق میدانی و تحلیل داده های واقعی مشتریان.

ابزارها و تکنیک های پیشرفته برای بخش بندی مدرن

امروزه دیگر نیازی نیست همه کارها را به صورت دستی انجام دهید. فناوری های نوین، دقت و سرعت بخش بندی را به شدت افزایش داده اند.

  • سیستم های مدیریت ارتباط با مشتری (CRM): این نرم افزارها به عنوان یک مخزن مرکزی، تمام تعاملات، سوابق خرید و اطلاعات تماس مشتریان را ذخیره می کنند و امکان فیلتر کردن و گروه بندی خودکار آن ها را بر اساس معیارهای پیچیده فراهم می کنند.
  • هوش مصنوعی (AI) و یادگیری ماشین (ML): الگوریتم های پیشرفته می توانند الگوهای پنهان در حجم عظیمی از داده ها را شناسایی کنند. برای مثال، پیش بینی کنند کدام مشتری در آستانه لغو اشتراک است یا کدام گروه احتمالاً به یک محصول جدید علاقه نشان می دهد.
  • ابزارهای تحلیل وب و شبکه های اجتماعی: پلتفرم هایی مانند Google Analytics یا ابزارهای شنود اجتماعی، بینش های عمیقی درباره رفتار آنلاین، علایق و جغرافیای مخاطبان شما ارائه می دهند.
  • الگوریتم های خوشه بندی (Clustering): روش های آماری مانند K-Means که به طور خودکار داده های مشتریان را بر اساس شباهت های ریاضی به گروه های طبیعی تقسیم می کنند.

جمع بندی نهایی

درک انواع بازار و تقسیم بندی های اصلی آن، چه از دیدگاه اقتصاد و چه از منظر بازاریابی، سنگ بنای هر استراتژی کسب و کار موفقی است. دوران عرضه یک محصول واحد با یک پیام واحد به همه افراد به سر آمده است. امروز، برندهایی پیروز میدان هستند که بازار را به دقت می شناسند، آن را به بخش های معنادار تقسیم می کنند و برای هر بخش، راه حلی منحصر به فرد ارائه می دهند.

بخش بندی بازار یک مسیر پویا و مستمر است. با شروع از جمع آوری داده های دقیق، ساخت پرسونای مشتری و استفاده از ابزارهای مدرن، می توانید منابع خود را بهینه کنید، ارتباط عمیق تری با مخاطبان بسازید و در نهایت، سهم بازار و سودآوری خود را به طور پایدار افزایش دهید. همین امروز نگاهی دوباره به مشتریان خود بیندازید و ببینید آیا واقعاً آن ها را می شناسید یا فقط حدس می زنید.

سوالات متداول

تفاوت اصلی بخش بندی دموگرافیک و روان شناختی چیست؟

بخش بندی دموگرافیک بر اساس ویژگی های عینی و قابل اندازه گیری مانند سن و درآمد است، در حالی که بخش بندی روان شناختی به ویژگی های درونی، سبک زندگی، ارزش ها و انگیزه های پنهان مشتری می پردازد.

آیا کسب و کارهای کوچک هم به بخش بندی بازار نیاز دارند؟

بله، حتی بیشتر. کسب و کارهای کوچک منابع محدودی دارند و بخش بندی به آن ها کمک می کند تا بودجه بازاریابی خود را دقیقاً روی کسانی متمرکز کنند که بیشترین احتمال خرید را دارند، نه اینکه آن را به هدر دهند.

هر چند وقت یکبار باید بخش بندی بازار را بازبینی کرد؟

توصیه می شود حداقل سالی یکبار، یا هنگام معرفی محصول جدید، ورود به بازار جدید یا تغییرات بزرگ اقتصادی، استراتژی و پرسوناهای بخش بندی خود را بازبینی و به روز کنید.